تبليغاتX
خاطرات من
سلام من یه وبلاگ جدید درست کردم به اسم مادرشوهر که مثل سایت عروسه اگر خواستین عضو بشین کافیه درخواست کنین

ممنون www.madarshohar.blogfa.com

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 14:17 |
اول   می خواستم یه لباس برا خودم بدوزم بعد گفتم سفید باشه بهتره بعد گفتم حالا که سفیده پس بهتره لباس عروسی بدوزم که بهترتره بعد که دیدم بلد نیستم رفتم کلاس خیاطی ثبت نام کردم امروز برا ۵۰ تا نگین کوچولو ۱۴۰۰ تومن پول دادم و ماشالا  فروشنده ها تا میبینن خریداری میکشن رو قیمت جنس هاشون پارچه ای که همه جا ۹ تومن میفروشن و مغازه های باکلاس ۱۲ تومن من خریدم ۶۵۰۰ و فروشنده میگفت به خدا سود نکردم در حالی که دیروز مگفت ۶ تومن هم خواستی میدم ولی امروز میفروخت۷۵۰۰ تومن  و من کلی اصرار و..... الان فهمیدم که بهتر بوده یه متر بیشتر میخریدم و ماندم سوزان به هر حال خیاط هم شدم

دوخت یک روزه پیراهن عروس - لباس شب و مجلسی -با متد نوین و قیمت مناسب در مزون عروس آنیا پذیرفته میشود .شک نکنید خودتان را به مزون ما بسپارید و در به یاد ماندنیترین شب خود همچون ستاره بدرخشید. تلفن ۰۹۱۴۸۹۸۷۶۵۵۴۳۲۱۲۳۴۵۶۷آدرس:انزلی خیابان انزولی چهار راه عروس مزون آنیا

Arabic Veil

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 0:1 |
سه شنبه رفتم مدرسه  بچه هارو دیدم بهشون حسودیم شد مشتاق          دیدن مابودن  در صورتی که من اصلا حال نداشتم حرف بزنم آخه همشون تنبلن نمره دادیم قبول شدن و اومدن یه کلاس بالا تر در صورتی که اگه حق رو به حقدار میدادیم همشون باید میرفتن کلاس اول ابتدایی

به هر حال همه معلمها منتظرند. منتظر آمدن تابستان سال آینده

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 23:48 |
قرار بود امسال با ماشین خودم برم سر کار با مااشیییییییییییین خودم  کلی زحمت کشیدم چندین و چند بار مسیر مدرسه تا خونه رو رفتم و برگشتم که یاد بگیرم و یاد گرفتم و حالا ......... باید با بقیه برم مدرسه چون همی ماشین رو لازم داره و من  مجبورم قیافه و ژست های زیبای مدیرمون و همکارا رو تحمل کنم و باهاشون برم سرویس بگیرم
+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 23:47 |
قانون اول پوشیدن چادره بدون اینکه جایی نوشته بشه و ابلاغ شده باشه

من چادری نیستم ولی مدرسه رفتنی چادر میپوشم و اصلا خوشم نمیاد یه ذره آرایش هم که تو خیابون میکنیم اونم حق نداریم مدرسه رفتنی بمالیم چون بد آموزی داره              ظاهر قضیه که  اینه ولی باطنش چی؟ 

همکارای ما  اکثرا  بی کلاس هستن و (متمدنترین شون ده ساله شهر نشین شده ) نه از زیبایی چیزی حالیشونه نه از نظافت( مثلا سه ماه یه بار ابرو بر میدارن ) 

 همه چون  تو خیابون هم چادر میپوشن جو مدرسه رو طوری میکنن که بقیه که ماییم مجبور به پوشیدن چادر بشیم یکی از همکارامون که شوهرش هم دبیره و اصلا زن رو موجود اضافی میدونه طوری با همکار ما رفتار میکنه که اگه تو عروسی خط چشم بکشه فکر میکنه خیلی شاهکار کرده و خیلی به خودش رسیده                                                                                                                  همکار ما هم کل چادرش رو همچین رو صورتش میکشه کسی ندونه فکر میکنه این بدبخت عروسه

من مخالف حجاب نیستم ولی هر چیزی حدی داره بعضیا از این ور بعضی بدبخت ها هم از اون ور میافتن

فرهنگ جامعه هم طوریه که حداقل تو محیط کاری نمیشه چیزی به این تیپ همکارا گفت .در عوض اونا خودشون رو مقرب خدا میدونن و مختارن در مورد همه چی نظر بدن          

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 23:46 |
بازم مدرسه

راستشو بخواهین اصلا حوصله ندارم یه کلمه بنویسم ولی خب باید بنویسم که نمیرم

خیلی از دوستام(دنیای مجازی و حقیقی) آغاز سال جدید تحصیلی رو بهم تبریک گفتن ولی اونا نمیدونن باید تسلیت میگفتن 

آخه نمیدونن من از مدرسه بدم میاد

با اینکه استخدام رسمی هستم ولی انقدر از کارم بدم میاد که نگو و نپرس

 بابا اصلا من باید مدیر کلی رئیس جمهوری چیزی میشدم که بهم بیا نه اینکه معلم آخه اصلا پرستیژ نداره

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 23:45 |