تبليغاتX
خاطرات من - من بازم بخندم؟؟؟؟؟؟
 

الان ساعت چنده؟نمیدونم حدود سه نصف شب و من خوابم نمیبره چون از ساعت نه تا ۱ خوابیدم همی اومد گفت برو رو تخت بخواب و نقل مکان باعث شد خواب از سرم بپره

اومدم وبلاگ نویسی تا دلمو خالی کنم موضوع بحث امروزم بازم راجع به همکارای اجوج مجوج بنده است

 من با  مدیر بد اخلاق ما که( گفتم  مشکین شهری هست) تقریبا همسایه هستیم  به خاطر همین و اصرار مدیر بد اخلاق که اون موقع دبیر بود یه بار دعوتش کردم خونمون و یک بار هم من رفتم خونه اونا همین دوبار کافی بود تا هم من وهم همسرم مطمئن بشیم که این خانم برای رفت و آمد مناسب نیست  و کلاسش به کلاس ما نمیخوره به اصطلاح (از نظر ادب و .......)

مدیر ما هم به خاطر عدم تمایل من به رفت وآمد باهاش و اینکه هی بهانه میاوردم نرم خونش و نیاد خونم از من دلگیر شده بود

بعد از دو سال که ایشون مدیر شد دو تا همکار عوضی چاپلوس پیدا شد که نمیدونم واقعا ازش خوشششون میاد یا الکی تحویلش میگیرن و همین باعث شده مدیر ما فکر کنه که باید از این رابطه احمقانشون بیاد هی به من توضیح بده و دق دلی دو سال پیشش رو خال کنه که من بفهمم اگه من اونو لایق رفت وآمد ندیدم در عوض بهتر از منو پیدا کرده      آفرین

در مورد اخلاق و رفتار این دو تا خانم بگم که اصلا حد و حدود خودشون رو در رفتار با همکار چه زن چه مرد نمیدونن و تا حالا ندیدم کسی از این دو تا (بی غرض البته)تعریف کنه به بی ادبی و بی حیایی مشهورند

من با یکی دو تا از همکارام رفت وآمد دارم ولی نه با هرکسی که سلام علیک دارم و دوست ندارم خونه هرکسی برم یا هر کسی بیاد خونه من چون ادم رو با دوستاش میشناسن پس هرچه دوست با آبروتری داشته باشم برای خود من بهتره همیشه دوست دارم با از خودم بهتران نشست و برخاست کنم شاید از من خوششون نیاد ولی در عوض من ازشون چیز یاد میگیرم

مدیر ما بر عکسه چون تنهاست و دوست درست و حسابی نداره فقط می خواد یکی بره خونش تا جلوی همکارای دیگه در بیاد و بگه "من هم داخل آدم شدم امروز"

جالبه هیچ یک از همکارا بیشتر از یه بار خونش نرفتن و بیشتر از یک بار دعوتش نکردن فقط این دو تا چاپلوس پاچه خوار نمیدونن چطور ارادتشون رو ثابت کنن   Gemini

برا مدیر ترشی میذارن آب نبات میارن زهر مار میارن و هر کاری میکنن تا مدیر  ازشون تعریف کنه

 دو عدد همکارای گرامی از ساعت اول تو دفتر مشغول گپ زنی با مدیر مدرسه هستنددر مورد ترشی و یا اسهال شدن مدیر مدرسه و نحوه رفع اون تا ساعت آخر

مدیر هم یکبار نمیگه برین سر کلاس ولی اگه روزای دیگه همکارای دیگه ۵ دقیقه اضافی بمونن زنگ تفریح کلی گیر میده

مدارس شهری ساعت ۵.۳۰ بعد از ظهر تعطیل بشن مدرسه روستایی ما ساعت ۵.۴۵

 مدیر ما سعی میکنه همکارا رو اذیت کنه و بندازه گردن اینکه دیر میرین سر کلاس و .....و یه بحثی با همکارا بکنه یه دعوایی انجام بده و میشینه با دو تا نوچه هاش میخنده به گفته یکی از همکارا  حتی سر اینکه کدوم کشو مال کدوم همکار باشه تو مدرسه بحث میکنن من چون دو روز میرم نمیبینم

امروز کشو من رفته بود پایین پایین و من باید بشینم و دفتر نمره بردارم درسته یک باره و اهمیت نداره ولی وقتی  آدم میفهمه اونا  این کار رو با قصد و غرض انجام میدن دلش به حال خودش میسوزه  که با چه آدم حسابی هایی افتاده

راستش من غبطه میخورم. به مدیرمون و دوتا همکاراش حسودی میکنم چون هیچ عقلی ندارن پس هیچ درد وغمی ندارن و مهمترین مسائلی که به مغزشون خطور میکنه تغییر جای کشوی همکارا و آوردن ترشی برای همدیگه و نحوه رفع یبوست دائم  دبیر پرورشی (حمال شماره ۱) درمان نفخ و بوی بد دهن و گاز معده  دبیر دینی عربی (حمال شماره ۲)و اسهال خانم مدیر هست به نظر شما حق ندارم غبطه بخورم؟ 

+ نوشته شده توسط آنیا اصلانی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 3:50 |