میدونم خواننده زیادی ندارم و بیشتر برا خودم مینویسم
میرفتیم دوره آموزشی و کلی از همکارای قدیمی رو دیدم یه دوست داشتم تو خوابگاه اسمش الهام بود همدیگر رو دیدیم نمیدونستم انقدردلم براش تنگ شده
یه پسر با نمک داشت کلی عکس برا هم می بردیم
و خوشحالم که سر و سامان گرفته
دو سه تا خواننده بیشتر ندارم برا همین انگیزه زیادی برا نوشتن ندارم البته اگه وقت کنم حتما مینویسم
ولی باور کنید حتی برای خواندن وبلاگ تپل و سفید برفی وقت کم میارم
همی خواسته سورپرایزم کنه و برا هدیه تولدم منو میبره دوبی تازه فهمیدم چند روز قبل بهم گفته دومین سفر من به خارج از کشور خواهد بود قبلا یه بار هم برای ماه عسل رفته بودیم چین
امیدوارم هر لحظه لحظه سفرمون خوش بگذره
خیلی خوشحالم قسمت شما هم بشه ان شا الله
(بعضی ها بهم می خندن اونایی که خیلی جا ها رو گشتن )
با چنان ذوق و شوقی وسایل سفرم رو جمع میکنم که یه بچه اول ابتدایی که می خواد بره مدرسه انقدر ذوق نداره
از همی ممنونم از این که به فکر منه و از اینکه بهترین هارو برا من می خواد خوشحالم
